دوشنبه 1384/10/05

شب یلدا بود ( راستی بهتون خوش گذشت ؟!!! ببخشید من یکم تاریخ مصرفم می گذره
بعضی وقت ها ! ) منم خسته و کوفته رفتم خوابیدم . صبح ساعت ۷:۵ و ۶ دقیقه بود که
بیدار شدم ٬ اومدم کنار پنجره ببینم دنیا دست کیه و هوا چه جوریه یکهو دیدم یک چیـزی
توی هواست این شکلی :

تا اومدم دوربینم رو روشن کنم و فیلم بگیرم حرکت کرد رفت پشت ساختمان جلوییمان و
من فقط توانستم از دمش فیلم بگیرم :

۵ ثانیه بعد در همان فیلم می بینید که دمش هم حرکت می کنه و اثری از آن نیست :

رفتم دست و صورتم را شستم . مخم همچنان می سوتید . دوباره برگشتم دم پنجره و
دیدم منظره ی ابرها قشنگه . یک عکس گرفتم :

دوباره یادآن چیزی که دیده بودم افتادم.این دفعه که اومدم دم پنجره داشتم کف مینمودم!
یک جت رد میشد و در کنار دودش اون شئ پرنده دیده می شد که به آنجا رسیده بود :

در حالیکه سکته ناقص رو زده بودم فقط عکس می انداختم :

برام واقعا عجیب بود که اون شئ ای که نمی دونم چیه داره حرکت می کنه :

حالا من چرا سکته می کردم ؟ چون همش یاد UFO ها بودم و این چیزها و خلاصه یکمی
ترسیدم . اینم یک پوستر همین جوری ! :

اگر شما فهمیدید این چیه حتما در کامنت ها اعلام کنید
این هم یک مقاله فارسی زیان درباره ی UFO ها : اشیای پرنده یا یوفو
سایت خارجیش هم در بالا هست . راستی اگر می خواهید در این مورد بحث کنید اینجا
محل مناسبی است .
نوشته شده توسط علیرضا . م در ساعت 11:28 | لینک
|
